شیوا هاست
تصاویر 20متر برف در جاده های ژاپن
حقیقت زندگی
مرد نامرئی

لیو بولین، هنرمند چینی به «مرد نامرئی» مشهور است اما کار او بیشتر شبیه آفتابپرست است.



















ابداعاتی که دنیا را تغییر داد

احتیاج به غذای بیشتر، نیروهای زیاد ناپلئون را با مشکلاتی مواجه کرد. از این رو ناپلئون پیشنهاد جایزه برای ابداع روشی به جهت نگهداری غذا کرد. در نهایت، Nicholas Appert ایده ای برای حفاظت از غذا در بطری هایی را پیشنهاد کرد. او دریافته بود که اگر غذا به مقدار کافی گرم شده و در یک محفظه ی هواناپذیر نگهداری شود، به خوبی دوام خواهد آورد.
ساعت مچی
سربازان دریافتند که استفاده از ساعت جیبی طی جنگ مناسب نیست و شروع به استفاده از بند چرمی برای بستن آنها به دست شان کردند. شرکت سوییسی Girard-Perregaux این ابتکار را برای افسران آلمانی و به دستور ویلیام اول، به کار برد.
شوینده

استفاده از چربی، روشی سنتی برای کارخانه های صابون سازی بود، اما کمبود آن در دوران جنگ جهانی اول در آلمان به وجود آمد. دانشمندان آلمانی مجبور به ساخت روش ترکیبی جدیدی برای جانشین شدند.
اینترنت

در ۱۹۶۹، وزارت دفاع ایالات متحده در جست و جوی راه جدیدی برای ارسال و دریافت اطلاعات دیجیتال بود که اینترنت از این جست و جو زاییده می شود. و اینطور می شود که امروز پس از گذشت سال ها از آن اتفاق نزدیک به ۲۹ درصد از مردم دنیا و ۴۳ درصد از مردم ایران از اینترنت استفاده می کنند
تکنولوژی موشک سازی
آقای ورنر فون براون درگیر توسعه ی تکنولوژی موشک در آلمان نازی بود تا اینکه توانست موشک وی ۲ را بسازد که بعدا از این موشک برای بمباران لندن طی جنگ جهانی دوم استفاده شد. بهرحال بعد از جنگ و شکست آلمان، او به همراه تعدادی دیگر از همکارانش مخفیانه به آمریکا برده می شوند تا زمینه ی ساخت موشک های بالستیک را برای آن کشور فراهم کنند.
پس از بنیانگذاری ناسا نیز وی نقش اصلی در موفقیت پروژه های فضایی آمریکا داشت.
پنیسیلین

کشف فلمینگ اسکاتلندی، آن هم طی تلفات سنگین جنگ جهانی، توانست به فریاد هزاران نفر برسد. این کشف زمینه ساز پیشرفت های دیگری در پزشکی نیز شد. او در سال ۱۹۴۵ به همراه فلوری و چاین موفق به دریافت جایزه نوبل پزشکی گردید.
داروی ضد مالاریا

بسیاری از نیروی های نظامی در مناطق گرمسیری دچار بیماری بودند. در سال ۱۹۳۴، شیمی دان آلمانی، Hans Andersag، موفق به کشف کلورکین شد. بهرحال، تا سال ۱۹۴۶ و پس از جنگ جهانی دوم، این دارو نتوانست منتشر شود.
لاستیک مصنوعی

زمانی که ایالات متحده وارد جنگ جهانی دوم شد، به شدت کمبود لاستیک طبیعی را احساس می کرد، در نتیجه جایگزینی برای استفاده در تجهیزات نظامی بایستی در نظر گرفته می شد. این کمبود موجب خلق لاستیک مصنوعی شد. اکنون که سال ها از جنگ جهانی می گذرد، انواع مختلفی از لاستیک مصنوعی در صنعت مورد استفاده قرار می گیرند؛ مانند صنعت اتومبیل سازی، کفش و…

۲- لوییس اسلوتین: وی در پروژه منهتن که هدفش درست کردن نخستین بمب هستهای بود شرکت داشت. در یکی از آزمایشات او به صورت تصادفی ظرفی محتوی بریلیوم را در درون محفظه دیگری رها کرد که باعث یک واکنش خطرناک شد. بقیه دانشمندانی که در اتاق بودند، هاله آبی یونیزاسیون را مشاهده کردند و موجی از گرما را حس کردند. میزان اشعهای که او دریافت کرد، تقریبا به اندازه اشعهای است که در صورت فاصله ۱۵۰۰ متری از یک اتفجار اتمی، نصیب آدم میشود. اسلوتین را بالافاصله به بیمارستان بردند، اما او نه روز بعد درگذشت.

۳- اتو لیلینتال: او را پادشاه گلایدر میشناختند. لیلینتال، یکی از پیشگامان هوانوردی بود و نخستین انسانی بود که چندین پرواز موفق با گلایدر داشت. عکسهای او در همه روزنامهها و مجلات چاپ میشدند و منجر به این عقیده عمومی میشدند که هوانوردی، امری ممکن خواهد شد. اما در جریان پروازی در سال ۱۸۹۶، ستون مهره او بعد از سقوط از ارتفاع ۱۷ متری شکست. آخرین حرف او این بود: فداکاریهای کوچک باید انجام شوند.

۴- ماری کوری: ماری کوری، نیازی به معرفی ندارد، او و شوهرش پییر، در سال ۱۸۹۸ رادیوم را کشف کردند و در پی این شکف، مشغول خواص این عنصر بودند. متأسفانه، مشخص شد که تماس مداوم با اشعه میتواند منتهی به بیماری شود. ماری کوری در سال ۱۹۳۴ در نتیجه ابتلا به لوسمی درگذشت.

۵- جان گادفری پاری توماس: او یک مهندس و اتوموبیلران ولزی بود. آرزوی زندگی او شکستن رکورد سرعت مالکوم کمپل بود. به همین منظور او اتوموبیلی به نام «بابز» ساخت. اما در جریان تلاش برای شکست رکورد، یکی از زنجیرهای اتوموبیل او پاره شدن و به گردنش برخورد کرد و منجر به مرگ فوری او شد.

۶- الکساندر بوگدانف: در تلاش برای جوانی همیشگی، او شروع به آزمایشاتی روی انتقال خون شد. او تزریق خون را روی خودش امتحان کرد و ادعا کرد که طاس شدنش متوقف شده و دید چشمش بهتر شده است. اما او اصلا خونهای اهداکنندهها را آزمایش نمیکرد و در یکی از آزمایشان خون فردی مبتلا به مالاریا و سل را به خودش تزریق کرد و در نتیجه عوارض این تزریق درگذشت!

۷- جان فرانسیس دو روزیه: او معلم فیزیک و شیمی بود. وی یکی از کسانی بود که نخستین پرواز بالون را نظاره کرده بود و همین مطلب شوق پرواز را در او ایجاد کرده بود. او نخستین کسی بود که با بالون به ارتفاع ۹۰۰ متری رسید. او کارش را در این مرحله متوقف نکرد و در تلاش بعدی در نظر داشت از فراز کانال لنگلیس، از انگلیس به فرانسه برود. متأسفانه بعد از اینکه او ۴۵۰ متر اوج گرفت، بالونش منفجر شد و منجر به مرگ او شد.

۸- کارل اسکیل: او یک داروساز بود و شخصی بود که عناصر شیمیایی زیادی مثل اکسپژن، کلورین، تنگستن، منگنز و مولیبیدن را کشف کرده بود. اما او عادت عجیبی داشت: چشیدن کشفیاتش! او گرچه در یک نوبت، بعد از چشیدن سیانید هیدروژن، نمرد! اما دفعه بعد از چشیدن جیوه درگشت!

۹- هنری وینستنلی: او فانوس دریایی معروفی را در ادیستون در بریتانیا احداث کره بود. وی که از استحکام سازهاش مطمئن بود، ترجیح داد که در حین یک طوفان در درون آن بماند. متأسفانه فانوس دریایی او در هم شکست و وینستنلی و ۵ نفر دیگر در این میان کشته شدند.

۱۰- کارل سوسِک: او کپسولی اختراع کرده بود که طبق ادعای او میتوانست شخصی را به سلامت از آبشار نیاگارا بگذراند! در سال ۱۹۸۵، یک شرکت سرمایهگذاری حاضر شد که به او برای آزمایش کپسول ویژهاش کمک کند. به همین منظور در یکی از مناطق تگزاس آبشاری ۵۵ متری ساخته شد. کپسول او میبایست بعد از فرود درون چاله پایین آبشار مصنوعی میافتاد. اما متأسفانه کپسول به لبه این چاله برخورد کرد و سوسک روز بعد درگذشت!
برچسب ها:
ابداعاتی ،
دنیا ،
تغییر داد ،
الیزابت اسکیم ،
کنسرو ،
ساعت مچی ،
شوینده ،
اینترنت ،
کنولوژی موشک سازی ،
پنیسیلین ،
داروی ضد مالاریا ،
لاستیک مصنوعی ،
لوییس اسلوتین ،
اتو لیلینتال ،
ماری کوری ،
جان گادفری پاری توماس ،
الکساندر بوگدانف ،
جان فرانسیس دو روزیه ،
در را برای کدام یک باز می کنید؛ ثروت،موفقیت، عشق؟!
هر کجا عشق باشد در آنجا ثروت و موفقیت نیز حضور دارد.
پندها:
بسیاری از آدما راز خوشبختی را در ثروت یا موفقیت جستجو می کنند، وقتی به آن دست یافتند، خلاء بزرگی را در زندگی خود احساس می کنند، به ثروت خود می افزایند، در پی موفقیت دیگر بر می آیند اما هنوز آن خلاء بزرگ، پر نمی شود!
بسیار زندگی هایی را دیده ام که با ثروت و موفقیت شروع شد اما بعلت خلاء بزرگ دوام نیافت و بسیار زندگی هایی را دیدم که با حضور کمرنگ تر ثروت و موفقیت و پررنگ عشق و محبت آغاز شد و تداوم یافت، بالنده شد و میوه داد.
شما که زندگی اتان را تازه آغاز کرده اید، می توانید با تلاش و همت خیلی زود به ثروت و موفقیت هم دست پیدا کنید اما اگر خلاء بزرگ عشق و محبت را در زندگی داشته باشید، هیچ ثروتی و موفقیتی تداوم زندگی اتان را تضمین نخواهد کرد.
همه ما چهار همسر داریم!
پادشاهی چهار همسر داشت. او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می كرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست و به او از بهترینها هدیه می كرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی می كرد. اما همیشه می ترسید كه مبادا او را ترك كند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه كه این پادشاه با مشكلی مواجه می شد، فقط به او اعتماد می كرد و او نیز همسرش را در این مورد كمك می كرد. همسر اول پادشاه، شریكی وفادار و صادق بود كه سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حكومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست می داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع می شد.
روزی پادشاه احساس بیماری كرد و خیلی زود دریافت كه فرصت زیادی ندارد. او به زندگی پر تجملش می اندیشید و در عجب بود و با خود می گفت: «من چهار همسر دارم، اما الان كه در حال مرگ هستم، تنها مانده ام.»
بنابراین به همسر چهارمش رجوع كرد و به او گفت: «من از همه بیشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهای فاخر كرده ام و بیشترین توجه من نسبت به تو بوده است. اكنون من در حال مرگ هستم، آیا با من همراه می شوی؟» او جواب داد: «به هیچ وجه!» و در حالی كه چیز دیگری می گفت از كنار او گذشت. جوابش همچون كاردی در قلب پادشاه فرو رفت.
پادشاه غمگین، از همسر سوم سئوال كرد و به او گفت: «در تمام طول زندگی به تو عشق ورزیده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آیا تو با من همراه میشوی؟» او جواب داد: «نه، زندگی خیلی خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم كرد.» قلب پادشاه فرو ریخت و بدنش سرد شد.
بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت: «من همیشه برای كمك نزد تو می آمدم و تو همیشه كنارم بودی. اكنون در حال مرگ هستم. آیا تو همراه من می آیی؟» او گفت: «متأسفم، در این مورد نمی توانم كمكی به تو بكنم، حداكثر كاری كه بتوانم انجام دهم این است كه تا سر مزار همراهت بیایم» جواب او همچون گلوله ای از آتش پادشاه را ویران كرد.
ناگهان صدایی او را خواند: «من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقی نمی كند به كجا روی، با تو می آیم.» پادشاه نگاهی انداخت، همسر اولش بود. او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذیه، بسیار نحیف شده بود. پادشاه با اندوهی فراوان گفت: «ای كاش زمانی كه فرصت بود به تو بیشتر توجه می كردم.»
پند:
همه ما در زندگی چهار همسر داریم:
- همسر چهارم، مانند جسم ما است اصلا اهمیت برای او ندارد که چه قدر تلاش می کنیم تا جسم ما خوب به نظر آید و هنگامی که بمیریم ما را ترک می کند.
- همسر سوم مانند شأن و موقعیت و دار و ندار ما است و موقع مرگ ما را ترک می گویند.
- همسر دوم خانواده و دوستان ما هستند و موقع مرگ بر سر مزار ما می آیند.
- همسر اول روح ما است چیزی که در هنگام لذت های خود او را از یاد می بریم و به دنبال مادیات و ثروت هستیم!
پس اجازه ندهید ثروت، قدرت و خوشی مرا از توجه به همسر اول باز دارد چرا که او همه جا همراهمان است. از همین امروز شروع کنیم و به غذای روح فکر کنیم تا در هنگام سفر ابدی، همراهی زیبا و آشنا داشته باشیم.
برچسب ها:
همسر ،
پادشاه ،
پند ،
مرگ ،
جسم ،
شان ،
موقعیت ،
دارایی ،
خانواده ،
روح ،
راز زندگی کجاست؟
روزی
که خداوند جهان را آفرید، فرشتگان مغرب را به بارگاه
خود فرا خواند و از آنها خواست تا برای مشخص کردن
جایگاه راز زندگی پیشنهاد بدهند.
یكی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون
كن
فرشته ی دیگری گفت : آن را در زیر دریا ها قرار بده
سومی گفت: راز زندگی را در كوهها قرار بده
ولی خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته های شما عمل
كنم فقط تعداد كمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را
بیابند، در حالی كه من می خواهم راز زندگی در درسترس
همه ی بندگانم باشد.
در این هنگام یكی از فرشتگان گفت: فهمیدم كجا ای خدای
مهربان
راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده زیرا هیچكس به
این فكر نمی افتد كه برای پیدا كردن آن باید به قلب و
درون خویش نگاه كند.
و خداوند این فكر را پسندید.
پندها:
گاهی وقتا فراموش می کنیم به دل خود رجوع کنیم، در
زندگی به مشکلی برخورد می کنی، اما راه حل آن را غیر
از دل خویش جستجو می کنیم.
قلب انسان بهترین جایگاه برای راز زندگی است، این
جایگاه را فراموش نکنیم و همیشه به آن سر بزنید تا راز
زندگی یادمان نرود.
ایا میدانید که گران ترین غذاهای دنیا کدامند؟؟؟
-
12. گران ترین چای حال حاضر دنیا یک نوع چای بسیار نادر چینی به نام تیگوانین است که هر کیلوگرم آن 3000 دلار به فروش می رسد (یعنی حدود 15 دلار برای هر فنجان).
برچسب ها:
زعفران ،
چای کیسه ای ،
چای ،
چینی ،
گرانترین ،
قهوه ،
شوکوپولیه ،
شکلات ،
طلا خوراکی ،
بستنی ،
دسر ،
سرندیپیتی ،
خاویار سورگا ،
املت ،
لابستر ،
پیتزا ،
ساندویچ ،
گوشت ،
سیب زمینی ،
لابانت ،
فارچ ،
ترافل سفید ،
خاویار ،
الماس ایرانی ،
بولگا ،
دیدگاه زیبای گاندی
دیدگاه زیبای گاندی: 7 مورد خطرناک!
![]()
از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:
1-ثروت، بدون زحمت
2-لذت،
بدون وجدان
3-دانش، بدون شخصیت
4-تجارت، بدون اخلاق
5-علم، بدون
انسانیت
6-عبادت، بدون ایثار
7-سیاست، بدون شرافت
برچسب ها:
ثروت ،
علم ،
عمل ،
دانش ،
سیاست ،
شرافت ،
عبادت ،
ایثار ،
انسانیت ،
اخلاق ،
شخصیت ،
وجدان ،
زحمت ،
گاندی ،
ارایشگر
نذر كرد كه اگر بچهدار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان
اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد! روز اول یك شیرینی فروش
ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد،
آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش
را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم
در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست
حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست
مغازهاش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل
فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان
آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای
آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز كند، با چه منظرهای روبروشد؟
فكركنید. شما هم یك ایرانی هستید.
. جواب در زیر
.
.
.
.
.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده
بودند و غر میزدند كه پس این مردك چرا مغازهاش را باز نمیكند
"شکست" وجود ندارد
جك از یک مزرعهدار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعهدار الاغ را روز بعد تحویل
بدهد. اما روز بعد مزرعهدار سراغ جك
آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.»
جك جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»
مزرعهدار گفت: «نمیشه. آخه همه پول رو خرج کردم..»
جك گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»
مزرعهدار گفت: «میخوای باهاش چی کار کنی؟»
جك گفت: «میخوام باهاش قرعهکشی برگزار کنم.»
مزرعهدار گفت: «نمیشه که یه الاغ مرده رو به قرعهکشی گذاشت!»
جك گفت: «معلومه که میتونم. حالا ببین. فقط به کسی نمیگم که الاغ مرده است.»
یک ماه بعد مزرعهدار جك رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»
جك گفت: «به قرعهکشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم و 998 دلار سود کردم.»
مزرعهدار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»
جك گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»
همیشه در هر شكستی یك فرصت جهت بهرهبرداری هست.
ارامش
|
پادشاهی جایزهی بزرگی برای هنرمندی گذاشت كه بتواند به بهترین شكل، آرامش را تصویر كند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلوها، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب، رودهای آرام، كودكانی كه در خاك میدویدند، رنگین كمان در آسمان، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ. پادشاه تمام تابلوها را بررسی كرد، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب كرد. اولی، تصویر دریاچهی آرامی بود كه كوههای
عظیم و آسمان آبی را در خود منعكس كرده بود. |
|
|
تصویر دوم هم كوهها را نمایش میداد. اما كوهها ناهموار بود، قلهها تیز و دندانهای بود. آسمان بالای كوهها به طور بی رحمانهای تاریك بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیلآسا بود. این تابلو هیچ با تابلوهای دیگری كه برای مسابقه فرستاده بودند، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه میكرد، در بریدگی صخرهای شوم، جوجهی پرندهای را میدید. آن جا، در میان غرش وحشیانهی توفان، جوجه گنجشكی، آرام نشسته بود. پادشاه درباریان را جمع كرد و اعلام كرد كه برندهی جایزهی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است. |
|
بعد توضیح داد
آرامش آن چیزی نیست كه در مكانی بی سر و صدا، بی مشكل، بیكار سخت یافت میشود، چیزی است كه میگذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود.
خطای چشم
هر مدل خطای چشمی رو دیده بودم الا این شكلی. این دفعه بجای خط های كج و معوج رنگ های سیاه و سفیده كه چشم آدم رو به اشتباه میندازه ...
خوب به عكس زیر نگاه كنین ...
یك سوال : مربع A و مربع B چه رنگی هستند؟
جواب صحیح : همرنگ ...
بله حقیقت داره و خود من هم شگفت زده شدم...
میتونین برای اطمینان این عكس رو Save كنین بعد اگه فتوشاپ یا هر نرم افزار گرافیكی دارین و بلدین با رنگ ها كار كنین ، برین كد رنگ این دو مربع رو نگاه كنین و متوجه میشین كه كد رنگ هر دو منطقه یكسان و برابر 787878 هست ...
یا اگه تو همون فتوشاپ یا حتی Paint خود ویندوز بازش كنین و همه قسمت ها رو تا جائی كه لازمه پاك كنین غیر از خود مربع A و مربع B . اونوقت به این نتیجه میرسین ...
كه خیلی هم به چشماتون مطمئن نباشین ....
شاید اون چیزی كه دارین سفید میبینیدش خاكستری باشه ... یا برعكس ....
کیبوردی با طعم شکلات شیری

شاید
هر روز همه چیز مثل همیشه خوب پیش نرود. طبق عادت پشت میز کار خود می
نشینید و کامپیوتر رومیزی خود را روشن کرده تا مثل هر روز زندگی مجازی خود
را با یک کلیک آغاز کنید. ناگهان موس در دستتان قطره قطره آب می شود!
تصورش را بکنید...
این هم یک کیبورد خوشکل برای علاقمندان به
شکلاتهای شیری. خوردن گجتها و وسایل الکترونیکی هم خالی از لطف نیست.
شیرینی پزی و آشپزی هم فرصت خوبی است برای ارائه ایده در ساخت گجتها. بی
شک با این ایده های خوشمزه زندگی مجازیمان شیرینتر و لذت بخش تر خواهد شد.
اگر شما باشید اول کدام کلید را می خورید؟
تبلیغات































